السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
530
تفسير الميزان ( فارسي )
انسانهاى متجبرى است كه خود را آزاد و غير مسئول و ديگران را همه بنده و مسئول خود مىداند ، و از آن جمله معتقد شدند كه ترتب هر يك از مسببات بر اسباب خود و به وجود آمدن هر نتيجه اى از مقدمات خود و اقتضاى هر موجود مؤثر مادى و معنوى براى اثر خود ، همه جزافى و بدون رابطه است . و لذاست كه مىگويند اگر خداى تعالى نبوت را به رسول خدا ( ص ) ختم نموده و بر آن جناب قرآن نازل كرده ، و اگر موسى ( ع ) را به تكلم با خود ممتاز ساخته و عيسى ( ع ) را به تاييد به روح اختصاص داده ، هيچكدام به خاطر خصوصيتى در روح و نفوس شريف آن حضرات نبوده ، بلكه خداى تعالى خودش چنين خواسته كه يكى را به آن و يكى را به اين اختصاص دهد ، و اگر با عصاى موسى سنگ شكافته و آب جارى مىگردد زدن آن حضرت خصوصيتى ندارد ، بلكه عينا مانند زدن ما است ، الا اينكه خدا خواسته كه آنجا سنگ شكافته و آب جارى بشود و در زدن ما نشود ، و همچنين اگر عيسى ( ع ) به مردگان مىگويد : برخيزيد به اذن خدا و آنان هم برمىخيزند ، خصوصيتى در گفتن وى نيست بلكه گفتن او عينا مثل گفتن ما مردم عادى است ، الا اينكه خداى تعالى بعد از گفتن او مردگان را زنده مىكند و در گفتن ما نمىكند و همچنين است ساير معجزات انبياء ( ع ) . اينان از اين رو دچار چنين اشتباهاتى شدهاند كه نظام تكوين را بر نظام تشريع قياس كردهاند ، و مقررات تشريع را بر تكوين حكومت دادهاند در حالى كه نظام تشريع از وضع و قرارداد تعدى و از جهان اجتماع انسانى تجاوز نمىكند و اگر كمى فكر مىكردند ، به اشتباه خود واقف شده و مىفهميدند كه گناهى ما فوق اين گناه و مغفرتى ما فوق مغفرت متعلق به آن نيز هست ، راستى ايشان چگونه از درك اين حقيقت غافل شدهاند ؟ با اينكه انتقال به آن خيلى دشوار نبود ، براى اينكه خداى تعالى از طرفى مكرر بندگانى را براى خود به نام « مخلصين » سراغ مىدهد كه معصوم و مصون از گناه بوده و شيطان براى هميشه از اغواى آنان نااميد است ، و گناه - به معناى معروف - هرگز از ايشان سر نمىزند ، و به مغفرت آن حاجت ندارند ، و در باره عده اى از انبياى عظام خود مانند ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، يوسف و موسى ( ع ) صريحا فرموده كه اينان از مخلصين هستند ، راجع به ابراهيم و اسحاق و يعقوب فرموده : « إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ » « 1 » و در حق يوسف ( ع ) فرموده :
--> ( 1 ) بدرستى كه ما آنها راى با ياد آخرت خالص كرديم . سوره ص 46